[ad_1]

45000 سال پیش ، برخی از اولین افراد مدرنی که اروپا را خانه خود می نامند ، در و اطراف غار باچو کیرو در بلغارستان زندگی می کردند. آنها زیور آلات مانند مهره ها و آویزها را از دندان خرس های غار ایجاد کردند. آنها ابزارهای سنگی و استخوانی می سازند و آنها را با رنگ قرمز اوکر رنگ می کنند. آنها حیوانات محلی را شکار ، قصابی و ضیافت می کردند. آثاری از این شیوه زندگی در غار پراکنده باقی مانده بود ، اما این افراد باستان شواهد کمی برای خود به جا گذاشتند. فقط یک دندان و چند تکه استخوان کوچک تا به امروز زنده مانده است. با این حال این قطعات حاوی مواد ژنتیکی کافی بودند که دانشمندان اکنون برخی از داستان های مردم را بازآفرینی کرده اند و اطلاعات شگفت انگیزی را در مورد اجداد و فرزندان آنها نشان می دهند.

دو مطالعه تعیین توالی ژنتیکی که در این هفته در مجلات مختلف منتشر شده است ، درختان خانواده انسانهای اولیه شناخته شده در اروپا ، سه فرد 45000 ساله از غار باچو کیرو و جمجمه ای با سن مشابه از تپه چک معروف به Zlati kůň (اسب طلایی) را نشان می دهد. ) فقط افراد از باچو کیرو فرزندان زنده دارند و آنها در مکان های شگفت انگیز – در آسیای شرقی و آمریکا هستند. مردم باستان از دو سایت باستانی اروپایی دارای یک نژاد مشترک – یک دوز سالم DNA نئاندرتال هستند. به نظر می رسد در میان مردم باچو کیرو ، شواهد نشان می دهد که وقتی انسانهای مدرن به اروپا نقل مکان کردند ، آنها طولانی تر و دیرتر از آنچه تصور می شود با نئاندرتال ها مخلوط می شوند.

در سال 2015 ، دانشمندان شاغل در غار بلغارستان فسیل های انسانی به همراه هزاران استخوان از حیوانات ذبح شده و همچنین مجموعه ای از آثار باستانی پارینه سنگی را کشف کردند. یک مولر به صورت غیر قابل تردید انسانی برجسته شد ، اما استخوان های باقی مانده قطعه هایی شکسته بودند که باید با استفاده از طیف سنجی جرمی پروتئین به عنوان انسان شناسایی می شدند ، که می تواند توالی های پروتئین انسانی منحصر به فردی را که در استخوان های گونه های دیگر یافت نمی شود ، تشخیص دهد. پس از آن تاریخ استخوانهای انسان با رادیوکربن بین 42،580 تا 45،930 سال قبل قرار گرفت. محققان همچنین تکه های کوچکی از گرد و غبار دندان و استخوان تولید می کنند که می توانند DNA را از آنها استخراج کرده و ژنوم سه فرد مختلف را که زمانی غار را خانه می نامیدند ، تعیین کنند.

اگرچه سن آنها حاکی از آن است که این افراد از نخستین انسانهای مدرن ساکن اروپا بوده اند ، اما DNA آنها نشان می دهد که آنها ارتباط چندانی با مردمی ندارند که اکنون به عنوان اروپایی شناخته می شوند.

متیو هاجینجاک از م Instituteسسه فرانسیس کریک در لندن ، نویسنده مشترک این تحقیق ، که این هفته منتشر شده است ، گفت: “جالب است که این اروپاییان اولیه که ما در غار باچو کیرو می بینیم ، به طور قابل توجهی به اوراسیایی گرایان غربی کمک نکردند.” طبیعت “این گروه ها تا حد زیادی در اوراسیا غربی با مهاجرت های انسانی بعدی جایگزین شده اند. اما اینها ارتباط تنگاتنگی با گروههای انسانی دارند که بعدا اوراسیا شرقی و آمریکایی را به دنیا آوردند – از جمله جمعیت امروز. “

کهواقعاً عالی است که فسیل های سه فرد در بلغارستان DNA را ترک کرده اند و می توانند فرزندان آنها را در مناطق مختلف جهان از آنچه انتظار می رود در آسیای شرقی و باستانی و زنده بومی آمریکا ردیابی کنند ، ” اسمیتسونیانs برنامه ای با منشأ انسانی که در تحقیقات ژنتیکی نقش نداشته است.

تحقیقات ژنوم همچنین نشان می دهد که شاخه ضخیمی از درخت خانواده باچو کیرو متعلق به نئاندرتال ها است. افراد 3 تا 3.8 درصد DNA نئاندرتال را در ژن خود دارند ، که بیش از یک جفت شدن در تاریخ خانواده آنها است. در حقیقت ، ژنوم ها نشان می دهد که این انسان های اروپایی اجداد نئاندرتال را فقط شش یا کمتر نسل پیش داشته اند.

حاجیناك گفت: “مردم غار باچو كیرو شواهد دیگری ارائه می دهند كه می گویند مخلوط نئاندرتال هنگام فرصت ملاقات معمول بوده است ، زیرا همه آنها اخیراً در تاریخ خانواده خود اجداد نئاندرتال داشته اند.”

مطالعه دوم منتشر شده در طبیعت بوم شناسی و تکامل با جمجمه جذاب یک زن بشری مدرن از سایت Zlatý kůň Czechia ، که در اوایل دهه 1950 کشف شد ، مقابله کرد – و در طی سالها برخی از محققان را به دردسر انداخت. مدتهاست که هر زمینه ای از مکان دقیق دفن شدن وی در غار یا یافتن آثار باستانی از بین رفته باشد. قدمت رادیوکربن به دلیل آلودگی شکست خورده است. تجزیه و تحلیل این مطالعه نشان داد DNA گاو ، نتیجه احتمالی چسب حیوانی که قبلاً برای حفظ جمجمه استفاده شده است ، بنابراین سن واقعی جمجمه مشخص نیست.

جمجمه یکی از قدیمی ترین افراد شناخته شده مدرن در اروپا

جمجمه یک زن ماده انسانی مدرن از Zlati kůň

(مارک جانتاک)

اما DNA در جمجمه به خوبی حفظ شده بود و مطالعات تعیین توالی ژنتیکی نکات جالبی را درباره این زن مرموز نشان داده است. این فرد منشا نئاندرتال قابل توجهی از سه درصد را نشان می دهد و بخشهای ژنوم نئاندرتال بسیار طولانی است. کی پروفر ، دانشجوی رشته باستان شناسی در انستیتوی انسان شناسی تکاملی ماکس پلانک ، گفت: “این شاخص خوبی است که شما اخیراً با نئاندرتال ها آمیخته شده اید.”

پروفر و همكاران این مطالعه جدید اظهار داشتند كه از آنجا كه رشته های زنده مانده DNA نئاندرتال ها طولانی تر از آن است كه در یك ژنوم مدرن انسانی بسیار قدیمی وجود دارد ، Ust’-Ishim 45000 ساله ، شناخته شده از سیبری ، ممكن است در یک سن مشابه یا حتی بالاتر

بر خلاف مردم باچو کیرو ، تجزیه و تحلیل DNA نتوانسته است آنچه را که برای این گروه از مردم در بوهمیای باستان اتفاق افتاده روشن کند. پروفر می گوید: “به نظر می رسد شاخه کوچک جمعیت آن است که ریشه آن را در افرادی که 50،000 تا 60،000 سال پیش آفریقا را ترک کرده اند ، می داند.” ما این کار را نمی کنیمدر واقع هیچ جمعیتی با منشا direct مستقیم در بین افرادی که زندگی می کنند وجود ندارد. چرا آنها اثری از خود بر جای نگذاشتند؟ “

تحقیقات ژنتیکی حاکی از آن است که اروپا در این دوره صحنه مجموعه ای پیچیده از مهاجرتهای اولیه بود که در آن گروههای غیرمرتبط و جداگانه ای از انسانهای اولیه از اجداد مشترکی که آفریقا را ترک کرده بودند جدا شدند. آنها در سراسر اروپا ساکن شدند و با نئاندرتال هایی روبرو شدند که قبلاً در آنجا زندگی می کردند.

به نظر می رسد بسیاری از این داستان های مدرن بشری به بن بست های تکاملی برخورد کرده اند. به نظر می رسد که فرد زلاتایی نه به گروه های انسانی بعدی کمک می کند و نه به تعداد انگشت شماری از نمونه هایی که تاکنون ترتیب داده شده است ، مانند اوست 45000 ساله-ایشیم از سیبری و 40000 ساله Oasis 1 از رومانی

ریک پاتس گفت: “همه فسیل ها اجداد جمعیت زنده یا جمعیتی نیستند که فرزندان ژنتیکی خود را ترک کرده باشند.” این ممکن است قاعده باشد تا استثنا ، و ژنومیک واقعاً بر این مسئله تأکید دارد. “

در هزاره های گذشته ممکن است آمیختگی بین انسان و نئاندرتال به حدی نباشد که این دو گونه در اروپا وجود داشته باشند. “این مطالعات جدید به تعدادی از انگیزه ها اشاره دارد H. sapiens پراکندگی در اوراسیا ، شاید با امضاهای مختلف باستان شناسی ، و چندین رویداد تلاقی با نئاندرتال ها. “

دقیقاً مشخص نیست اجداد اولیه بشر ما در کجا ، چه زمانی یا چند بار با نئاندرتال ها آمیخته شده اند. اغلب گذرگاه نبودبرای نئاندرتال ها موفق است. بسیاری از انواع ژنتیکی آنها در اطراف باقی نمی ماند. اما استرینگر معتقد است که جمعیت های اولیه مدرن می توانند مانند قارچ عمل کنند ، و گاهی اوقات جیب نئاندرتال ها را درگیر کنند ، البته تلاقی محلی محدود در مکان هایی مانند اروپای شرقی. این ممکن است باعث مرگ نئاندرتال ها به عنوان یک جمعیت زنده شود ، اما آنها به طور کامل از بین نرفته اند.

پروفر می گوید: “بالاخره ، گروهی از نئاندرتال ها هستند که از نیاکان ما هستند.” “بنابراین گفتن آنها کاملاً درست نیست.”



[ad_2]

منبع: khabar-top.ir