راهی که آمریکایی ها میراث خواهران بلکول را به یاد می آورند تاریخ


این تصویر دستگیر کننده است: زن جوانی با مشخصات سه چهارم ، پوستی کرمی ، لبخند مونالیزا ، چشمان تیره و آرام. او احتمالاً 20 ساله است. موهای خود را با ابری از حاشیه های فرفری ، روبان مشکی و هوشمند زیر یقه توری و سفید می پوشد. تصور یک داستان در مورد او آسان است ، نوعی متفاوت از جو مارچ یا لیزی بنت: هوش غیر قابل مقاومت فراتر از محدوده قرن نوزدهم.

اگر الیزابت بلک ول ، اولین زن در آمریکا را که در سال 1849 مدرک پزشکی دریافت کرده است ، گوگل کنید ، این تصویر هر بار ظاهر می شود. او مقالاتی را درباره ماه تاریخ زنان همراهی می کند ، وب سایت های اختصاص داده شده به دستاوردهای بلکول را به تصویر می کشد و حداقل روی جلد یک شرح حال ظاهر می شود. این باعث می شود که تصویر بصری بهتر از سایر عکس های زنده مانده بلک ول باشد که او را بعداً در زندگی گرفته ، شبنم کمتری دارد و الهام گرفته است.

این عکس زیبایی است اما الیزابت بلک ول نیست.

نسخه اصلی در بایگانی موزه شهر نیویورک است که با عنوان “احتمالاً الیزابت بلک ول” فهرست شده است. این یک کارتن مقوایی است ، یک تمبر پروتئینی روی یک مستطیل به اندازه کارت پستال عاج دارد. در آن گشت بزنید و در پشت آن یک تبلیغ استودیوی جیغ کشیده شده است: “گالری عکسهای پرتره های دانا”. ادوارد کی. دانا ، یک عکاس جوان در حال ظهور ، حدود سال 1885 رستوران خود را در خیابان ششم افتتاح کرد. در سال 1885 ، الیزابت بلک ول 64 ساله بود. زن موجود در عکس احتمالاً یکی از برادرزاده هایش است.

زن ناشناس

این پرتره اغلب به اشتباه به الیزابت بلک ول نسبت داده می شود.

(موزه شهر نیویورک)

غالباً فرض بر این است که قهرمانان – بسیار بیشتر از شخصیت ها – به گونه ای خاص به نظر می رسند و احساس می کنند: بی ادب و بانشاط ، اما همچنین زیبا و بی دردسر ، یک دختر همسایه و یک الهه در یک ، پر از موکسی ، اما هرگز جیر جیر. و آنها باید جوان پسند باشند. زنان پیر جادوگر هستند – آنها می توانند حکمت قدرتمندی را مجسم کنند ، اما هرگز در مرکز داستان نیستند. آنها همانهایی هستند که قهرمان ما در راه رسیدن به سرنوشت خود با آنها مشورت می کند. آنها در جستجوی یکدیگر جمع نمی شوند.

من در مورد الیزابت بلک ول ، اولین پزشک زن ، و خواهرش امیلی بلکول ، سومین پزشک زن ، از 44 سالگی مطلع شدم ، با وجود این واقعیت که من از بدو تولد در شهری که آنها در آنجا تمرین می کردند زندگی می کردم ، در یک مدرسه دخترانه فمینیست پر افتخار بزرگ شدم و با قصد داشتن در پزشکی وقتی شروع به تحقیق جدی در مورد بلک والها کردم ، اغلب آنها را در قسمت بیوگرافی کودکان می یافتم: الیزابت ، روشن و زیبا و پیروزمندانه. امیلی فقط در یک بند تبعی ذکر شده است.

در حالی که از کنار تصاویر قلم و مرکب خانم های لاغر با استتوسکوپ های مدرن تجدید نظر می گذشتم ، دو زن خاردار و پیچیده را که با خون و آرمان گرایی به هم گره خورده اند ، نه همیشه راحت ، شناختم. پس از مبارزه با مدارک پزشکی از یک مituteسسه وحشتناک مردانه ، پرستاران بلک ول همچنان به تاسیس بیمارستان برای زنان و کودکان معلول در نیویورک – اولین بیمارستان کاملاً زنانه – پرداختند و سپس کالج پزشکی زنان را نیز اضافه کردند ، برنامه درسی مترقی از دانشکده های پزشکی که در آن تحصیل کرده اند. مأموریت آنها ارتقا education آموزش پزشکی زنان بود ، اما آنها نظرات مختلفی در مورد معنی پزشک بودن زن داشتند. الیزابت با دیدن نقش خود به عنوان یک معلم مسلح به علم ، بیش از محتوای کیف پزشکی خود از قلم و کابین استفاده می کند. امیلی یک تمرین کننده واقعی بود: یک متخصص زنان و زایمان ، یک متخصص زنان ، یک جراح و یک استاد با تجربه مانند هر مردی.

بلک ولز از نظرات خود عذرخواهی نکردند ، حتی اگر دنیا با آنها موافق نباشد ، حتی اگر آنها با یکدیگر موافق نباشند. آنها ذهن گرسنه ای دارند و انرژی خود را از دست می دهند که آیا مردم آنها را دوست دارند یا نه. آنها مرا به یاد ترسناکترین معلمان من انداختند ، استادان تیغ ​​تیغ ، کمی ترسناک که ما با وحشت از آنها نگه داشتیم.

الیزابت ، 200 سال پیش در این سال متولد شد ، یک اعتماد به نفس متعالی ، یک محکومیت تکان دهنده بود. یک پرتره واقعی که در دهه 1930 گرفته شده ، او را با گونه های فرو رفته و لب هایی که در یک خط مستقیم فشرده شده اند ، نشان می دهد و خیاطی او به همان اندازه سنگین است. یک نگاه نزدیک عدم تقارن ظریف در نگاه او را نشان می دهد. وی در سن 28 سالگی ، هنگام تحصیل در مقطع تحصیلات تکمیلی در یک زایشگاه دولتی در پاریس ، از یک بیمار آلوده به بیماری چشم سوزاک مبتلا شد و یک چشم خود را از دست داد. تا آخر عمر پروتز شیشه ای به سر داشت.

او دارو را به این دلیل انتخاب نکرد که مراقبت از بیماران برای او سودآور یا رضایت بخش خاصی بود ، بلکه به این دلیل ثابت کرد که توانایی های زن فقط با استعداد و سخت کوشی محدود می شود. او با افتخار از ایجاد روش خود در نیویورک در زمانی خبر داد که اکثر مردم “دکتر زن” را به معنای سقط جنین در سایه و گناه درک می کردند. (الیزابت سقط جنین و زنانی را که به دنبال آن بودند محکوم کرد.) او هیچ اعتراضی به شهرت نداشت ، بلکه وحشت شهرت بود. پس از تلاش برای جلب احترام مردان ، در مورد جنسیت خود محتاط بود. او برای خواهرش نوشت: “آه ، میلی ، با زنان چه باید کرد؟” “چند مورد قوی وجود دارد – شاید برخی هشتم استثنایی. اگر آنها می توانستند متحد شوند ، شروع خوبی خواهد بود. “او خود و خواهرش را از جمله موارد استثنایی می داند و بسیاری دیگر را رد می کند – حتی کسانی که در خط مقدم جنبش زنان نوظهور قرار دارند ، هدف انتخابی آنها را انحرافی می داند. چه فایده ای دارد که زن هنوز او هنوز نظر خود را از کنترل مردان خود رها نکرده است؟

الیزابت امیلی (“میلی”) را بی معنی ترین خواهر از بین چهار خواهر خود تشخیص داد و او را به عنوان پیرو ، همکار و معتمد مسح کرد. امیلی – پنج سال جوان تر ، کم نظیر و عمل گرا ، در معرض تردید آسیب پذیر اما به اندازه کافی قوی برای عبور از آن – گزینه های خود را در نظر گرفت و این چالش را پذیرفت. او در سایه شهرت پیشگام الیزابت ، برای همیشه درخشان ، از خواهر خود بلندتر و قویتر بود ، به همان اندازه درخشان اما با استحکام کمتر ، حتی زمانی که نهادهایی را که با هم تاسیس کرده بودند اداره و نگهداری می کرد. وقتی الیزابت تلاش می کند خود را به عنوان یک زن استثنایی ثابت کند ، امیلی آرزو دارد از جنسیت خود فرار کند و به ناشناس ماندن برسد. وی نوشت: “من اغلب فکر می کردم که اگر فقط تمایلات خود را دنبال می کنم ، باید لباس مردی را بپوشم و آزادانه در جهان گشت بزنم.” او مانند الیزابت ، یک مراقب طبیعی نبود ، اگرچه جایی که الیزابت به دلایل ایدئولوژیک پزشکی را در آغوش گرفت ، امیلی خود علم را دوست داشت.

همان مفسران معاصر که سرسختانه الیزابت را به عنوان یک زن جوان جذاب تر می بینند ، امیلی را اصلا نمی بینند. پرتره او در بایگانی ها و مقالاتی ظاهر می شود که با نام الیزابت نامناسبی دارند. درست است که خواهران یکسان بودند ، اما متفاوت بودن آنها غیرممکن است. فک و پیشانی امیلی مربع تر و استخوان های گونه و چانه الیزابت بارزتر هستند. الیزابت همیشه در دوربین جلوه ای سختگیرانه داشت. نگاه امیلی بهتر است. و البته ، البته ، چشم الیزابت وجود دارد. ما خیلی به زنان نگاه می کنیم – موهایشان ، لباس هایشان ، منحنی هایشان و اغلب اوقات ما نمی توانیم آنها را ببینیم.

حتی در زمان خود ، الیزابت و امیلی بلکول اغلب مورد توجه قرار نمی گیرند. آنها مانند چراغهای درخشان ، اما در یک نور خنک می درخشند. تعداد کمی از مردم به اندازه کافی نزدیک شده اند تا از نزدیک آنها را بشناسند. تصادفی نیست که یافتن آسان ترین داستان آنها در بخش کودکان ، جایی که لبه های ساینده و تعصبات مشکوک آنها هموار است ، جایی که می توانند بدون عارضه و الهام بخش باقی بمانند – مانند زن جوان جذاب در این عکس اول.

من تقریباً پنج سال پیش کار در مورد تاریخ بلکول را آغاز کردم ، با اطمینان از این که می خواهیم همسر اول خود را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کنیم. دیدن كامالا هریس به عنوان معاون جدید منتخب رئیس جمهور به همان اندازه دلگرم كننده است ، اما آمریكایی ها هنوز به عنوان فرمانده كل قوا به یك زن رأی نداده اند – این امر اهمیت خواهران بلكول را بیش از پیش می دهد. آنها ممکن است با تصویر غالب قهرمان مطابقت نداشته باشند ، اما تأثیر آنها هیچ ارتباطی با شکل ظاهری آنها ندارد. زمان آن فرا رسیده است که زنان سرسخت ، باتجربه و متبحر را در مرکز داستان قرار داده و جایی را که رهبری می کنند دنبال کنیم.




منبع: khabar-top.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*