[ad_1]

سه سال پیش ، یک کشاورز چینی یک کمک غیرمعمول به یک موزه دانشگاه کرد – جمجمه انسانی غول پیکر ، تقریبا سالم و با نسبت های عجیب و غریب و زمینه ای غیرمعمول. خانواده این مرد فسیل را از زمانی که نزدیک به 90 سال پیش در یک کارگاه ساختمانی در هاربین کشف شد ، پنهان می کردند.

پس از کار کارآگاهی ژئوشیمیایی برای یافتن مکانی که ممکن است فسیل در آن پیدا شده باشد و مقایسه دقیق ویژگی های متمایز آن با سایر انسانهای اولیه ، برخی از دانشمندان تحقیق کننده این یافته ها معتقدند که جمجمه هاربین ممکن است یک نوع کاملاً جدید از انسان باشد.در بیشتر یا “مرد اژدها”. در این صورت ، آنها بیشتر پیشنهاد می کنند که این حتی ممکن است خط انسانی باشد که بیشترین ارتباط را با خود ما داشته باشد.

کشف جمجمه هاربینیان و تحلیل های ما نشان می دهد که خط سوم انسان باستان وجود دارد [that] زمانی در آسیا زندگی می کرد و این خط [a] رابطه نزدیکتر با H. sapiens از نئاندرتال ها ، “می گوید Xijun Ni ، انسان شناس قدیم در آکادمی علوم چین و دانشگاه هبی GEO. در این صورت ، این باعث می شود که جمجمه عجیب و غریب به یکی از اقوام نزدیک نزدیک تبدیل شود ، زیرا امروزه اکثر افراد هنوز مقادیر قابل توجهی DNA نئاندرتال از تلاقی مکرر بین گونه های ما دارند.

اتهامات مربوط به گونه جدید انسانی مطمئناً شک و بحث را برانگیخته است. اما به نظر می رسد هر جا که فسیل 146000 ساله روی درخت خانواده انسان وجود داشته باشد ، این امر به شواهد فزاینده ای مبنی بر اینکه یک دوره جذاب و متنوع تکامل از حدود 100000 تا 500،000 سال پیش در چین اتفاق افتاده است ، افزود.

و از آنجا که حفاری ها در چین به اندازه مقاطع مانند آفریقا در مقیاس وسیع نبوده است ، کارشناسان در حال کشف شواهد هستند.

تاریخچه جمجمه قرن بیستم مانند منشأ آن کاملاً مشخص نیست. خانواده ای که جمجمه نویسنده همکار جی کیانگ را به موزه هبی دانشگاه GEO اهدا کردند ، به مدت سه نسل آن را در چاه مخفی کرده اند. این در دهه 1930 کشف شد ، زمانی که یک پل راه آهن بر روی رودخانه Songhua ساخته شد ، و خانواده ، با ظن داشتن این مهم اما مطمئن نیستند که با این فسیل چه باید بکنند ، از آن زمان تاکنون جمجمه را حفظ کرده اند.

تجزیه و تحلیل گسترده از جمجمه کمی بعد از رسیدن آن به موزه در سال 2018 آغاز شد و منجر به سه مطالعه جداگانه از جمله Ni شد که این هفته در مجله دسترسی آزاد ظاهر شد نوآوری.

قدمت مستقیم سری اورانیوم نشان می دهد که جمجمه حداقل 146000 سال قدمت دارد ، اما برای تلاش برای قرار دادن فسیل جدا شده در متن پس از 90 سال ، به کار بیشتری نیاز بود.

این تیم از فلورسانس اشعه ایکس برای مقایسه ترکیب شیمیایی جمجمه با سایر فسیل های پستانداران پلیستوسن میانی که در منطقه رودخانه هاربین یافت شده استفاده کرد و آنها را به طرز شگفت انگیزی مشابه دانست. تجزیه و تحلیل عناصر نادر خاکی از تکه های کوچک استخوان در حفره بینی جمجمه همچنین با بقایای انسان و پستانداران در منطقه هاربین ، که در رسوبات از 138000 تا 309،000 سال پیش یافت شده است ، همزمان است.

با بازرسی بسیار دقیق حتی رسوبات در حفره بینی جمجمه گیر افتاد و ثابت شد که نسبت ایزوتوپ استرانسیوم آنها برای کسانی که در هسته ای که نزدیک پلی که گفته می شود جمجمه وجود دارد ، حفر شده است ، مناسب است.

جمجمه انسان

از میان فسیلهای مختلف جمجمه که تیم مقایسه می کند ، (از چپ به راست) مرد پکن (یک فرد دائمی) ، مبا (همو هایدلبرگنسیس) و برخی از آنها طبقه بندی فسیل ها دشوارتر است ، از جمله جینیوشان ، دالی ، و جمجمه هاربین ، که اکنون به عنوان مرد اژدها شناخته می شود.

(کای ژنرال)

مشاهده اندازه غیرمعمول جمجمه س questionال بسیار ساده تری بود. این بزرگترین جمجمه جمجمه شناخته شده است. جمجمه بزرگ موفق به پناه دادن به مغزی از نظر اندازه مغز ما شد. اما ویژگی های دیگر بیشتر باستانی است. جمجمه دارای ابرویی ضخیم ، دارای حفره های چشم بزرگ – تقریباً مربعی شکل و دهانی گشاد برای نگه داشتن دندانهای بزرگ است. این ترکیب جذاب ویژگی های انسانی ، موزاییکی را ارائه می دهد که نویسندگان آن را متفاوت از سایر گونه های هومو ، از Homo heidelbergensis ابتدایی و Homo erectus گرفته تا انسان های مدرن تری مانند ما تعریف می کنند.

او به ما می گوید که تیم 600 ویژگی مختلف مورفولوژیکی جمجمه را در مجموعه ای از حدود 95 جمجمه و فک مختلف انسان مقایسه کرده است. آنها از مجموعه ای از تکنیک های ریاضی در تمام این داده ها برای ایجاد شاخه هایی استفاده کردند که رئوس روابط فیلوژنیک گونه های مختلف انسان را ترسیم می کند.

این تجزیه و تحلیل نشان می دهد که سه خط اصلی از انسانهای بعدی پلیستوسن وجود دارد که هر یک از اجداد مشترک هستند: H. sapiens ، H. neanderthalensis و یک گروه حاوی هاربین و تعداد انگشتهای دیگر فسیل چینی که طبقه بندی آنها دشوار است ، از جمله دالی ، جینیوشان و هوالونگدونگ.

“نتایج ما نشان می دهد که خرچنگ از Harbin یا Homo longi یک تبار است که یک گروه خواهر از تیره H. sapiens است. بنابراین می گوییم H. longi از نظر فیلوژنتیکی به H. sapiens نزدیکتر از نئاندرتال ها است. “

مدل زیست جغرافیایی تنوع انسانی

این تیم مدل های زیست جغرافیایی از تغییرات انسانی را از پلیستوسن میانی تولید کرده است ، که نشان می دهد چگونه جنس های مختلف ، هر یک از یک جد مشترک ، از سوابق فسیلی تکامل یافته اند.

(نیکل و همکاران / نوآوری)

مایکل پتراگلیا از م Instituteسسه تاریخ بشر ماکس پلانک و ابتکار منشأ انسانی م Instسسه اسمیتسونیان گفت: “آیا این جمجمه یک گونه معتبر است یا خیر مطمئناً محل بحث است.”

“این هیجان انگیز است زیرا این یک جمجمه واقعا جالب است و چیزهایی برای گفتن در مورد تکامل انسان و آنچه در آسیا اتفاق می افتد وجود دارد. اما همچنین ناامیدکننده است که 90 سال از کشف آن می گذرد و این فقط یک جمجمه جدا شده است ، و شماشما کاملاً مطمئن نیستید که چقدر قدمت دارد یا کجا متناسب است ، “گفت پتراگلیا ، که در این مطالعه نقش نداشت. “دانشمندان همه کارها را انجام می دهند ، اما عدم اطمینان زیاد و اطلاعات از دست رفته وجود دارد. بنابراین من انتظار واکنش و جنجال زیادی از این جمجمه را دارم. “

کریس استرینگر ، نویسنده مشترک مطالعه از موزه تاریخ طبیعی لندن ، لزوماً با برخی از همکارانش موافق نیست که جمجمه باید به عنوان گونه ای جداگانه طبقه بندی شود. استرینگر بر اهمیت ژنتیک در تعیین محل انشعاب گونه ها تأکید می کند. وی در حال حاضر از این نظر كه فسیل هاربین و جمجمه دالی ، یك نمونه تقریباً كامل 250،000 ساله در چین پیدا شده است ، پشتیبانی می كند.استان شانشی ، که ترکیبی جالب از ویژگی ها را نیز نشان می دهد ، می تواند به عنوان گونه ای متفاوت گروه بندی شود ، به نام H. daliensis. اما استرینگر همچنین در مورد آنچه هنوز می توان از جمجمه هاربین آموخت مشتاق بود و خاطرنشان كرد كه “این امر همچنین باید به روشن شدن دانش ما درباره دنیسوف های مرموز كمك كند و این بخشی از مرحله بعدی مطالعه خواهد بود.”

دنیسوان ها ، مردم باستانی که جدشان با نئاندرتال ها و خود ما مشترک بود ، شواهد مربوط به رابطه صمیمی خود را با ما در DNA افراد مدرن در آسیا و اقیانوسیه به یادگار گذاشتند. با این حال ، تاکنون شواهد فیزیکی کمی از آنها یافت شده است ، فقط سه دندان و دو قطعه استخوان کوچک از غار سیبری.

کاترینا هارواتی یک انسان-انسان شناس بدون تحقیق در دانشگاه توبینگن است. از جمله مباحث تحقیقاتی وی ، جمجمه بحث برانگیز از آپیدیما ، یونان است که ممکن است پیرترین انسان مدرنی باشد که تاکنون در خارج از آفریقا پیدا نشده است یا نه.

هارواتی در می یابد که جمجمه هاربین ترکیبی جذاب از عملکردهایی است که قبلاً با سایر جنسها مرتبط بوده است. شناخته شده است که تکامل انسان از پلیستوسن میانی بسیار پیچیده است – معروف به “آشفتگی در وسط” ،“او می گوید.” و برای مدتی روشن بود که فسیل های انسانی آسیایی ممکن است کلید درک آن باشد. “

وی خاطرنشان كرد كه مطالعات در مورد جمجمه هاربینیان از طریق مقایسه گسترده تجزیه و تحلیل ریخت شناسی و فیلوژنتیك ، وضوح تصویر را به دست می دهد.

“جمجمه هاربین تا حدی شبیه سایر فسیل های آسیایی مانند هوانگ لونگدونگ و دالی است ، که ترکیبی غیر منتظره از ویژگی ها را نشان می دهد ، از جمله برخی از آنها قبلا با H. sapiens. نویسندگان همچنین شباهت های بین هاربین و موارد شناخته شده (بسیار کمی) را شناسایی می کنند دنیسووانفسیل من فکر می کنم این مطالعات به جمع آوری شواهد کمک می کند و به جنس جداگانه ای از انسانهای پلیستوسن میانی آسیا که نزدیک به جنس خود ما و همچنین نژاد نئاندرتال است ، اشاره می کند. “

مرد اژدها در زیستگاه خود

بازسازی مرد اژدها در زیستگاه آن

(چوانگ ژائو)

مرد اژدها مانند یک پیرمرد 50 ساله به نظر می رسد که احتمالاً فردی بسیار بزرگ و قدرتمند بوده است. نویسندگان پیشنهاد می کنند که جامعه کوچک جمع آوری شکارچیان وی در یک دشت سیلاب جنگلی در یک محیط پلیستوسن میانی مستقر شود که می تواند سخت و کاملا سرد باشد. این فسیل شمالی ترین شناخته شده در پلیستوسن میانی است ، که ممکن است به این معنی باشد که اندازه بزرگ و ساختار جامد نیاز به سازگاری دارد.

پتراگلیا موافقت کرد که جمعیت ساکن در منطقه احتمالاً بسیار کم و احتمالاً منزوی است. وی با اشاره به اینکه افراد پلیستوسن از جنگل های بارانی جنوب چین تا شمال خنک شناخته شده اند ، می گوید: “شاید همین امر باعث ایجاد این تنوع در این گروه از انسان ها شود.” وی گفت: “آنها از نظر شناختی به اندازه کافی پیشرفته بودند و یا از نظر فرهنگی نوآوری کافی را داشتند تا در این محیط های شدید ، از جنگل های بارانی گرفته تا آب و هوای سرد زندگی کنند.”

این نظریه در یک تصویر تکاملی جای می گیرد که در آن جمعیت های کوچکتر به طور جداگانه توسعه می یابند ، به طور دوره ای با گذشت زمان گسترش می یابند و با دیگران مخلوط می شوند ، و سپس دوباره به گروه های کوچکتر تقسیم می شوند که قبل از اتحاد مجدد و تولید مثل با سایر گروه ها ، همچنان با محیط محلی خود سازگار می شوند.

ظاهر اخیر جمجمه هاربین ، پس از هزاران سال مدفون شدن در ساحل رودخانه و پنهان شدن در چاه برای حدود یک قرن ، قطعه جذاب دیگری به پلیستوسن میانی چین اضافه می کند. او به تعدادی دیگر از فسیل های مرموز جمعیتی می پیوندد که با هرگونه شناسایی آسان مخالفت می کنند ، اعتقاد بر این است که در گذار بین H. ارکتوس و H. sapiens.

پتراگلیا می پرسد: “آنها چگونه با روابط تکاملی خود مطابقت دارند ، تا چه حد با جمعیتهای اوراسیا تلاقی می کنند و تا چه حد خود را منزوی می کنند ، که منجر به ویژگیهای متمایز آنها می شود؟” “این س questionsالات جالب بسیاری را به وجود می آورد و در تکامل انسان ، چین هنوز هم یک چیز ناشناخته بزرگ است.”



[ad_2]

منبع: khabar-top.ir