[ad_1]

دایناسورها به دلیل اندازه ، وحشی و عجیب بودن مورد ستایش قرار می گیرند. هیچ چیز بیش از رویای موجودات عجیب و غریب باستانی که در اطراف مناظر باستانی سرسبز میلیون ها سال پیش چرخیده اند ، تخیل را برانگیخته است. برخی از بزرگترین ها – مانند پاتاگوتیتان– طول بیش از 100 فوت و وزن بیش از 70 تن کشیده شده است. فک های ترسناک تیرانوسوروس می تواند استخوان ها را خرد کند زره پوش استگوسوروس او یک مجموعه براق بشقاب و سنبله هایی به طول سه پا در انتهای دم خود داشت. اما علی رغم ظاهر چشمگیر حیوانات خانگی ما ، همه دایناسورها وحشی ، غول پیکر ، بسیار تزئین شده یا حتی خیلی عجیب نبودند.

آنچه باعث چرخش جهان مزوزوئیک شد لزوما درخشان ترین دایناسورها نبودند. این اعتبار متعلق به دایناسورهای متوسط ​​است ، گیاهخوارانی به ظاهر متوسط ​​که نسبت به اکوسیستم های باستانی که از 66 تا 251 میلیون سال پیش زندگی می کردند بسیار حیاتی بودند. این گونه از دایناسورها اغلب “گاوهای کرتاسه” نامیده می شوند ، اما این لقب تاریخ آنها را رد می کند. دایناسورهای میانی – چه از نظر اندازه و چه از لحاظ شکل ظاهری – قسمت های اصلی اجتماعات دایناسورهای باستان بودند. با این حال ، گوشتخواران باید غذا بخورند. دیرینه شناسان بهتر می توانند با دریافت ایده روشن تری از دایناسور میانی ، ماهیت اکوسیستم های باستانی محل سکونت این دایناسورها را درک کنند.

اولین دایناسورها ، تا آنجا که علم توانسته است بگویید ، حدود 243 میلیون سال پیش تکامل یافته است. حتی در مقایسه با سایر حیوانات در همان محیط تریاس ، آنها خیلی بزرگ نبودند. یکی از نامزدهای اولین دایناسور ، نیاساسور، به اندازه یک چوپان آلمانی بود و یک گیاهخوار کم تحرک بود که احتمالاً از برگ و سوسک تغذیه می کرد. نیکولا کمپیون ، دیرینه شناس دانشگاه نیو انگلیس گفت: “هنگامی که ما مدل های تکامل اندازه بدن را مطالعه کردیم ، متوجه شدیم که اندازه بدن اجداد همه دایناسورها در واقع بسیار کوچک بوده و بین 14 تا 24 کیلوگرم است.”

اما دایناسورها مدت زیادی دوام نیاوردند. دیری نپایید که از ظهورشان گذشت ، دایناسورها شروع به تقسیم شدن به گروه های مختلف کردند. ساوروپودورمف ها ، اجداد و اقوام دایناسور مانند گردن بلند ، دم بلند وجود دارد آپاتوسوروس. همینطور تروپودها ، مثل چنگالهای دو پا و تیز با گوشتخواران در ارتباط بودند آلوزاروس ، و اورنیت اولیه ، که آغاز تکامل دایناسورهای شاخدار ، زره پوش و اردک است. حدود 225 میلیون سال پیش ، در اواخر تریاس ، برخی حتی بسیار بزرگ شدند. كمپیون می گوید: “از تریاس اواخر و قطعاً از دوره ژوراسیك اولیه ، اورنیتیس ها ، سائوروپودها و تروپودهای پرندگان آسمانی بیشتر اندازه بدن آنها را برای بقیه مزوزوئیك ها مطالعه می كنند.” كوچكترین دایناسورها به اندازه یک کبوتر ، در حالی که اکثر بزرگترها از نهنگ آبی طولانی تر می شوند.

از طریق ژوراسیک و کرتاسه ، بین 66 تا 200 میلیون سال پیش ، دایناسورها از هر شکل و اندازه ای به تکامل خود ادامه می دهند.. اندازه دایناسورها از کوچک تا تایتانیک از موفقیت تکاملی و اهمیت اکولوژیکی آنها حکایت دارد. كمپیون می گوید: “اندازه بدن پیش بینی كننده بوم شناسی است و احتمالاً نشان دهنده طیف وسیعی از نقش های بوم شناختی است كه دایناسورهای غیر پرنده در دوران مزوزوئیك بازی می كردند.” دایناسورها چنان اکوسیستم باستانی خود را پر کرده اند که سیر تکامل پستانداران را سرکوب کرده اند. كمپیون گفت: “فقط پس از انقراض دایناسورهای غیر مرغی ، سرانجام پستانداران می توانند بوم شناسی های دیگر را نیز کشف كنند.”

با این وجود ، از میان این گونه های چشمگیر دایناسورها ، اندازه های دایناسورها متوسط ​​چیست؟ با استفاده از مجموعه داده های 584 دایناسور ، یادداشت های کمپینی ، بیشتر دایناسورهای غیر مرغی حدود 7،700 پوند وزن داشتند. این یک حیوان کاملا بزرگ است ، جایی بین کرگدن های مدرن و فیل ها. اما این در مزوزوئیک غیر معمول نبود. یادداشت های کمپینی ، بیشتر دایناسورهای غیر پرنده با این اندازه ، توسط دایناسورهای اردک که در سراسر کرتاسه پسین توزیع شده است ، بودند.

Hadrosaurus مانند اردک ادمونتوسوروس یک جانور کاملاً متوسط ​​است. بیشتر دایناسورها به این اندازه بودند ، بزرگترین و کوچکترین مطلق نسبتاً نادر بودند. و این برای مشخص کردن تفاوت مزوزوئیک با زمان ما مهم است.

وقتی حیوانات بزرگ کمیاب هستند ، ما در یک مگا فونای ساکت زندگی می کنیم. دانستن اینکه دایناسور به طور متوسط ​​به اندازه یک فیل است ، نشان می دهد که زندگی گیاهان برای حمایت از چنین موجوداتی بسیار مثمر ثمر بوده است و شاید این دایناسورها وقتی به اندازه مشخصی رسیدند ، در برابر شکارچیان بهتر محافظت می شدند. مطالعات روی رشد دایناسور نشان می دهد که هادروسورها به عنوان محافظ در برابر گوشتخواران به سرعت وزن می گیرند ، بنابراین هادروسور بزرگسال آستانه اندازه را نشان می دهد وقتی که ناهار بالقوه بسیار آزار دهنده باشد.

اما میانگین دارای اهمیت کمی دیگر است. بسیاری از دایناسورهای معروف با شاخ تزئین شده بودند ، دندان های چشمگیری داشتند یا از راه های دیگر خودنمایی می کردند زیرا عجیب به نظر می رسیدند. دایناسورها احتمالاً این ویژگی ها را برای تحت تأثیر قرار دادن یکدیگر ایجاد کرده اند ، بنابراین تحت تأثیر قرار می گیریم. با این حساب ، کدام دایناسورها فقط کسل کننده بودند؟ Ornithopods

این گروه از دایناسورهای گیاهخوار شامل موارد دلخواه مانند هادروزارور تاجی است پارازورولوف، بلکه گیاهان کوچک و منقار مانند خشک شکن. آنچه این دایناسورها را متحد می کند این است که همه آنها دارای پاهای سه انگشتی هستند ، می توانند روی دو پا راه بروند و دارای منقار و دندان نیز هستند تا به آنها در پردازش بسیاری از غذاهای گیاهی کمک کند ، کوچکترین آنها در حدود 5 فوت و بزرگترین آنها تا 50 به طول آنها غالباً به عنوان طعمه شکارچیان کاریزماتیک و دندانی زمان خود پرتاب می شوند. “قطعاً این دایناسورها بخاطر کسل کننده بودن یا در این مورد مورد تمسخر قرار می گیرند خشک شکنکارن پول ، دیرینه شناس در دانشگاه میشیگان گفت: “من خشک هستم.” بیشتر اوقات ، این دایناسورها در سالن های موزه به سمت دیگر هدایت می شوند ، در حالی که دایناسورهای تزئین شده و ترسناک مکان مرکزی را اشغال می کنند.

هرچند واضح به نظر می رسد بسیاری از آنها ornithopods مهم بودند. پول می گوید: “اگر مجبور شویم با گروه های مدرن علف خوار تشبیه کنیم ، پرنده های گربه ای مانند اسب ها و الاغها خواهند بود.” و مانند اسب ها و خرها ، بخشی از خاص بودن برخی از پرندگان کوچک این است که تعداد زیادی از آنها وجود دارد.

خشک شکن
خشک شکن، یک دایناسور معمولی با کمی منحنی ، اغلب به عنوان یک منبع غذایی ترسناک پرتاب می شود ، که توسط گوشتخواران بزرگ شکار می شود.

(دی آگوستینی از طریق گتی ایماژ)

در حالی که نادر بودن اغلب در گزارش های خبری توجه زیادی را به خود جلب می کند ، دیرین شناسان می توانند فقط از یک نمونه نسبتاً کمی یاد بگیرند. برای درک رشد ، تنوع ، آسیب شناسی و بسیاری از جنبه های دیگر paleobiology ، محققان به حجم نمونه بیشتری نیاز دارند. این فسیل ها تنها بخشی از کل موجوداتی را که تاکنون زندگی کرده اند دارند ، بنابراین یک مجموعه بزرگ از دایناسورهای دو پا با انگشتان شست وجود دارد ایگوانودونبه عنوان مثال ، این می تواند به دانشمندان اجازه دهد س questionsالاتی را جستجو کنند که تنها گونه ها نمی توانند پاسخ دهند – گونه هایی که از یک نمونه شناخته می شوند. با مطالعه نمونه های بزرگی از پرنده های پرنده مایاسورا– یک دایناسور مشترک دیگر و یکی از اقوام Edmonotsaurusکارشناسان دریافته اند که این دایناسورها در سال اول زندگی خود به مرگ وحشتناکی مبتلا شده اند. » این فسیل ها نشان می داد بچه دایناسور بودن سخت بود و رسیدن به بزرگسالی نیاز به ناوبری در سال اول بسیار سخت دارد.

در حقیقت ، یادداشت های پول ، Ornithopods یک معمای دردناک را به دیرینه شناسان ارائه می دهد. هنگامی که گروه های دیگر دایناسورها بر اساس ویژگی های درخشان مانند شاخ و تاج مشخص می شوند ، پرنده های پرنده گاهی با کمبود تزئینات گوناگون در یک گروه قرار می گیرند. پول اظهار داشت ، همانطور که دیرینه شناسان شروع به بررسی دقیق آناتومی این حیوانات کردند ، “ما متوجه شدیم که پرنده های پرنده ممکن است یک گروه نباشند.” بعضی از آنها ممکن است بیشتر با دایناسورهای شاخدار ارتباط داشته باشند ، به عنوان مثال ، در حالی که دیگران به دایناسورهای زرهی نزدیکتر هستند ، ارتباطات پنهان با تحقیقات مداوم پدیدار می شود. با مرتب سازی بر اساس این اتصالات ، دیرین شناسان می توانند بفهمند که چند بار ویژگی های خاصی ایجاد شده است – مانند منقارهای مناسب برای هرس گیاهان – و کسانی که در درخت خانواده دایناسورها با چه کسانی مرتبط هستند را به روز می کنند.

اگر دیرینه شناسان فقط بر روی باشکوه ترین و عجیب ترین گونه ها تمرکز می کردند ، تصویر حاصل از جهان مزوزوئیک مخدوش می شد. تمرکز بر روی ناهنجاری های نادر ، ترسناک و آناتومیک خواهد بود. اما هرچه زائد کمتری داشته باشد ، گونه هایی که یادگیری در آنها رخ می دهد ، شایع ترند. این دایناسورها بودند که بسته به نوع گیاهانی که می خوردند و حتی جایی که پیاده روی می کردند ، اکوسیستم ها را تغییر می دادند و بعضی مناطق را زیر پا می گذاشتند و مناطق دیگر را رشد می دادند. آنها غالباً غذایی بودند که به گوشتخواران مورد علاقه خود اعتماد می کردیم. و این دایناسورها غالباً به قدری فراوان بودند که برای دیرینه شناسانی که می خواستند بدانند دایناسورها چگونه متفاوت هستند ، چگونه بزرگ می شوند و سایر حقایق اساسی در مورد شکل دایناسورها بیشتر مفید بودند.

همانطور که جنگل مدرن را نمی توان بدون گوزن ، سنجاب و سایر حیوانات معمولی درک کرد ، درک مزوزوئیک نیاز به ارزیابی متوسط ​​ترین دایناسورها دارد.



[ad_2]

منبع: khabar-top.ir