چگونه اعتقاد به انحصار آمریكا پاسخ همه گیر را شكل داد تاریخ


گسترش ویروس کرونا در ایالات متحده از کنترل خارج است: از اول دسامبر ، بیش از 13.5 میلیون نفر در سراسر کشور آلوده شدند و حدود 269000 نفر جان خود را از دست دادند. با این حال بسیاری از افراد در ایالات متحده هنوز با استفاده از ماسک در ملاpose عام مخالف هستند و حتی معتقدند که دستورات ماسک و دستورالعمل های فاصله اجتماعی برای آزادی شخصی آنها مضر است.

برای دانشمندان علوم سیاسی مانند دبورا شیلد کرافت از دانشگاه تافتس در مدفورد ، ماساچوست ، پاسخ ایالات متحده به بیماری همه گیر را می توان از دریچه هویت آمریکایی مشاهده کرد. بیش از دو دهه است که شیلد کرافت در حال بررسی معنای آمریکایی بودن است ، موضوعی که وی در مقاله ای در بررسی سالانه علوم سیاسی. در آن ، او می نویسد که دانشمندان به طور فزاینده ای هویت آمریکایی را به عنوان یک هویت اجتماعی می بینند “، که به بخشی از احساس شخص در شخص ناشی از عضویت وی در یک گروه خاص و ارزش یا اهمیتی که وی برای چنین مواردی می دهد اشاره دارد عضویت “

از نظر Shieldcraft حداقل هویت آمریکایی از دو مجموعه هنجار تشکیل شده است. یکی شامل یک باور در حال تکامل است که هرکسی می تواند از آن پیروی کند. این اعتقادات به توماس جفرسون و آرمان های اعلام شده در بیانیه استقلال برمی گردد (“ما این حقایق را بدیهی می دانیم ، اینکه همه انسانها یکسان آفریده شده اند ، و آنها توسط خالق خود دارای حقوق غیرقابل انکار هستند ، از جمله زندگی ، آزادی و جستجوی سعادت. “) مجموعه دیگر هنجارها به صفاتی مانند نژاد و دین بستگی دارد.

مجله شناخته شده با شیلد کراوت درباره خصوصیات گاه متناقضی که آمریکایی ها معتقدند زیربنای هویت ملی آنها است ، تکامل این ایده ها و تاثیری که آنها بر توانایی کشور در مقاومت در برابر همه گیر دارند ، صحبت می کند. این مکالمه از نظر طول و وضوح ویرایش شده است.

چرا هویت یک شخص اینقدر مهم است؟

روانشناسان اجتماعی درباره نیاز به تمایز مثبت می نویسند. ما دوست داریم در مورد چیزهایی که فکر می کنیم مختص خودمان است احساس خوبی داشته باشیم. این باعث می شود بسیاری از تفکرات درونی و برون گروهی ایجاد شود. ما دوست داریم درباره گروه هایی که عضو آنها هستیم چیزهای خوبی بیاندیشیم. این همیشه منجر به این نمی شود که درباره گروه هایی که عضو آن نیستیم ، چیزهای بدی فکر کنیم ، اما به راحتی می تواند.

هویت آمریکایی چیست و آیا با گذشت زمان تکامل یافته است؟

بعضی از قسمتهای آن خیلی پیشرفت نکرده اند. بسیاری از چیزهایی که مردم فکر می کنند آمریکایی های منحصر به فرد هستند ، به طور مناسب جاه طلبانه خوانده می شوند: ایده فردگرایی ، برابری فرصت ها ، خودگردانی و شهروندی متعهد. در حالی که ما از مردم می پرسیم برخی چیزها در آمریکایی بودن چقدر مهم است ، اما در طول زمان در این نوع موارد تفاوت زیادی ایجاد نشده است.

با گذشت زمان ، تغییرات بیشتری در مسائلی مشاهده می کنید که صریحتر به نژاد و قومیت مربوط هستند. این ایده وجود یک کشور مهاجر وجود دارد. این آیین آمریکایی است: این عقیده که هر کسی می تواند آمریکایی شود اگر به چیزهای خاصی اعتقاد داشته باشد و به آن اعتقاد داشته باشد ، و کشور مبدا شما ، زبانی که به آن صحبت می کنید ، دین شما ، همه از آمریکایی شدن جداست. این امر برای مفهوم اخلاق کاری بسیار مهم است و فرصتهای استفاده از این فرصت وجود دارد. البته ، ما در عمل می دانیم که این درست نیست.

هدف این است که نژاد و دین مهم نیستند. و اینکه هرکسی می تواند یک آمریکایی واقعی باشد. ما می دانیم که ، در واقع ، در یک سطح ناپایدار ، وقتی مردم فکر می کنند یک آمریکایی چیست ، بسیاری از مردم به معنای یک ایده آل هستند: این سفید ، مسیحی و ، صریحاً مردانه است.

ایالات متحده کشوری بسیار متنوع است. واکنش گروههای مختلف مردم به این آرمانهای بلند پروازانه فردگرایی ، برابری فرصتها ، خودگردانی و شهروندی متعهدانه چیست؟

ما نظرسنجی هایی انجام داده ایم که از مردم می پرسند چه چیزهایی در مورد تبدیل شخصی به یک آمریکایی واقعی مهم هستند. یکی از داستانهای عالی در تمام سالهایی که ما در این باره می پرسیم این است که تفاوت بسیاری که می بینیم بیشتر به حزب و ایدئولوژی برمی گردد تا به نژاد. در حقیقت ، توافق زیادی در مورد مهمترین موارد ، مانند احترام به نهادهای سیاسی و قوانین آمریکا و اعتقاد به فردگرایی وجود دارد. همچنین توافق قابل توجهی در مورد مواردی که کمتر مورد توجه قرار می گیرند ، مانند زبان صحبت شده ، یا اینکه شخصی در ایالات متحده متولد می شود یا از نژاد اروپایی است ، توافق زیادی وجود دارد.

فردگرایی در این زمینه به چه معناست؟

فردگرایی با ایده حداقل مداخله دولت گره خورده است. به طوری که مردم می توانند آنچه را که می خواهند دنبال کنند ، به استثنای موارد نادر ، وقتی دولت ممکن است مجبور شود مداخله کند تا به دیگران آسیب نرساند.

آیا فردگرایی آمریکایی با ارزش های دیگر مغایرت دارد؟

اکثر آمریکایی ها معتقدند و می خواهند ارزش های خاصی در زندگی آنها حاکم باشد و می خواهند دولت از آنها حمایت کند. برخی از این ارزشهای کلیدی عبارتند از: آزادی ، برابری و نظم. اینها همیشه با هم نیستند. و هنگامی که آنها مغایرت داشته باشند – و سیاست می تواند به عنوان تعارض بین این ارزشها تلقی شود – دولت باید یکی از آنها را انتخاب کند.

این درگیری ها چه تاثیری در واکنش آمریکا به بیماری همه گیر دارد؟

شما می بینید که اختلافات بین آزادی و نظم و آزادی و برابری اکنون در واکنش ما به بیماری همه گیر ویروس کرونا وجود دارد. مردم خواهان این آزادی هستند که بتوانند به جایی که می خواهند بروند ، اگر نمی خواهند ماسک بزنند و درگیری با دولت برای مقابله با بیماری همه گیر نیاز به نظمی دارد. ما همچنین می دانیم که این همه گیری نابرابری های بزرگی را نشان داده است و در مکان هایی که آنها آزادی را انتخاب می کنند ، با این نابرابری ها کنار نمی آیند و ممکن است آنها را بدتر کنند. دموکراسی های دیگر ممکن است تمایل بیشتری به انتخاب برابری و آزادی هنگام برخورد این دو داشته باشند. در ایالات متحده ، ما تمایل داریم آزادی را انتخاب کنیم ، اگرچه قطعاً موارد استثنایی نیز وجود دارد.

در هر جامعه ای همیشه درجه ای از خودمختاری وجود خواهد داشت که مردم برای کارکرد جامعه به عنوان یک جمع ، مجبور به ترک آن هستند. از چه نوع خودمختاری مایل هستید دست بکشید؟ چه موقع حاضرید آن را کنار بگذارید؟ در ایالات متحده ، هیچ کس به این ایده نگاه نمی کند که همه ما باید در چراغ قرمز در جاده متوقف شویم ، حتی اگر این نقض آزادی های ما باشد. اما هر وقت این چیز جدیدی باشد که دیگر به آن عادت نداریم ، مقاومت در برابر آن وجود خواهد داشت.

آمریکایی ها نیز نسبت به دولت بی اعتمادی عمیق دارند و آنها اغلب معتقد نیستند که دولت برنامه ها را به طور م implementثر اجرا خواهد کرد یا از منابع خود با مسئولیت پذیری استفاده خواهد کرد. در مقایسه با سایر کشورها ، ما از پیچیدگی فدرالیسم نیز برخورداریم ، جایی که انتقال قدرت به ایالت ها را در برخی مناطق ارزش می دهیم اما در برخی مناطق نه. و مردم دوست دارند هویت ملی خود را جشن بگیرند. بخشی از شخصیت ملی ما تنوع عظیم در ایالت های مختلف است و همه اینها در پاسخ ما به بیماری همه گیر جریان دارد.

آیا سایر کشورها تمایل به برابری را مقدم بر آزادی نشان داده اند و آیا این بر سیاست های آنها تأثیر می گذارد؟

کشورهایی که دارای سیستم های چند حزبی هستند که ممکن است یک حزب کارگر قوی تر وجود داشته باشد ، یا یک حزب سوسیالیست دموکرات که شما دارای یک سابقه دولت رفاه قوی تر هستید ، مکانهایی که دارای سیستم های بهداشت ملی هستند ، به عنوان مثال – اینها همه شواهد بیشتر مداخله مدیریتی و اعتماد کمتری به مردم برای انجام این کار و اختراع خودشان دارد. در این کشورها ، مداخله دولت ارزشمند تلقی می شود تا عدالت و برابری برقرار باشد و دولت نقش بیشتری در اطمینان از حداقل کیفیت زندگی داشته باشد.

چگونه می توان واکنش آمریکا به بیماری همه گیر را از نظر هویت آمریکایی درک کرد؟

من وانمود نمی کنم جوابها را دارم. یک چیز است که مدتها من را متحیر کرده است: اصرار پرزیدنت ترامپ مبنی بر اینکه این مسئله مهم نیست. حداقل در ابتدا ، در جاهایی که انسداد وجود داشت ، این احساس واقعی از هدف ملی و جامعه وجود داشت. مردم در خیابان کارمندان بهداشت را تشویق کرده و خرس های عروسکی را روی پنجره های خود قرار دادند تا کودکان در محله های خود شکار کنند. یک احساس همبستگی وجود داشت که در واقع خیلی دوام نیاورد.

ما از بسیاری تحقیقات سیاسی می دانیم که سخنان نخبگان (به معنای پیام های منتخب برجسته) می تواند واقعاً قدرتمند باشد. هنگامی که یک سیاستمدار تصمیم گرفت خط مشی خاصی را در پیش بگیرد – اینکه این مسئله بزرگی نیست ، صندلی ها باید بتوانند آنچه را که می خواهند انجام دهند ، ما باید آزادی را اولویت قرار دهیم و غیره. – خیلی تعجب آور نیست که بسیاری از آمریکایی ها از این الگو پیروی کنند و این تفسیر از هویت آمریکایی را اولویت دهند.

آیا می توان این پیام را تغییر داد؟

در اینجا توانایی های زیادی برای رهبری وجود دارد که این را از نظر فداکاری ملی بیان کند: این ما آمریکایی هستیم و می توانیم راه حل هایی برای حل این مسئله پیدا کنیم.

جو بایدن اکنون رئیس جمهور تازه انتخاب شده است. آیا به دلیل گزارشاتی که ممکن است از طرف دولت این کشور بدست بیاید ، تغییر دریایی در نحوه واکنش ایالات متحده به این همه گیری را تصور می کنید؟

امیدوارم. اما من چندان خوشبین نیستم ، زیرا در حالی که ترامپ در آن زمان آشکارا رهبر حزب خود و رهبر کشور بود ، اما واقعاً تنها با حمایت حزب جمهوری خواه می توانست موفق شود. و همه آن سیاستمداران دیگری که گفته های او را تکرار کردند یا با آن مخالفت نکردند ، همچنان در آنجا خواهند بود.

چیزی که ترامپ مطمئناً نشان می دهد این است که شما می توانید کارهای زیادی با اختیارات اجرایی ریاست جمهوری انجام دهید. بنابراین ، حتی اگر بایدن از کنگره همکاری زیادی نداشته باشد ، کارهای زیادی وجود دارد که او می تواند به تنهایی با قوه مجریه انجام دهد. با توجه به این ایده که ما با این بحران ملی روبرو هستیم ، آیا اگر احساس هدف مشترک و هویت مشترک وجود داشته باشد ، خیلی خوب نخواهد بود؟ ما می دانیم که پیام های نخبه می توانند تغییری ایجاد کنند. و ما امیدواریم که افراد کافی باشند که یا قبلاً تمایل به حمایت از پیام های بایدن داشته باشند ، یا به سادگی از سیاست و درگیری خسته شده اند ، که این آنها را پذیرای این نوع پیام ها می کند.

این فرد بدبین می گوید که سیاستمداران هویت تولید می کنند و سپس آنها را دستکاری می کنند. آیا این ممکن است؟

آه ، قطعاً امکان پذیر است. این ممکن است استراتژی ای باشد که برای پیروزی در کوتاه مدت مفید باشد ، اما لزوماً به نفع بلند مدت حزب سیاسی نیست. ما با حزب جمهوری خواه مدرن در این مورد بسیار فکر می کنیم. به عنوان مثال ، آنها ممکن است تلاش کنند تا دید هویت سفید را افزایش دهند. در کوتاه مدت ، این ممکن است یک استراتژی برنده در کرسی های کافی برای حزب جمهوری باشد ، اما با ادامه تغییر جمعیت ، این یک استراتژی بلند مدت نخواهد بود.

آیا به این دلیل است که ایده معنای آمریکایی بودن به دلیل تنوع فزاینده و مهاجرت به نوعی تغییر می کند؟

درست است. نسل جوان امروز ، که در آینده ای نه چندان دور رای دهنده غالب خواهد بود ، بسیار متنوع تر است. اینکه آیا آنها برای استفاده از اضطراب نژادی سفید پوستی پیدا می کنند جذاب است یا خیر ، باید دید ، اما دشوارتر از حال حاضر خواهد بود.

نه ماه گذشته از نظر شخصی و شغلی برای شما چگونه بوده است؟

گروهی از ما دانشمندان علوم سیاسی – نوعی چوبه دار با شوخ طبعی – شوخی می کنیم که برخی از این موارد واقعاً بدی که اتفاق می افتد برای علوم سیاسی عالی است. افرادی که اضطراب را مطالعه می کنند و افرادی که عصبانیت و تأثیرات سیاسی آن را مطالعه می کنند ، داده های خوبی کسب می کنند. مشکل این است که هیچ یک از ما وقت تحقیق نداریم زیرا همه ما در کنار فرزندانمان در خانه هستیم. و این نگران کننده است زیرا دانشمندان علوم سیاسی می توانند در درک ما از مسائل بسیار بزرگ سهیم باشند.

این مقاله بخشی از Reset: The Science of Crisis & Recovery است ، یک مجموعه در حال انجام که چگونه جهان در حال شیوع ویروس کرونا ، پیامدهای آن و راه آینده است. بازنشانی با کمک مالی بنیاد آلفرد پی اسلوان پشتیبانی می شود.

این مقاله در اصل در مجله شناخته شده، یک تلاش روزنامه نگاری مستقل از نظرات سالانه. برای خبرنامه ثبت نام کنید.




منبع: khabar-top.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*