چگونه گرگ ها جمعیت شیر ​​کوه ها را از خود دور می کنند علوم پایه


بسته گدازه گرگ های کوهستانی ، پرجمعیت ترین نوع در غرب آمریکا ، در سال 2014 به محل مطالعه زیست شناس مارک البروچ در تیتون ریج وایومینگ منتقل شد. بسته های مختلف گرگ در طول سالها در منطقه تقریبا 900 مایل مربع مستقر شده اند. این بسته روی یک صخره سنگی عظیم قرار گرفت. در پایین صخره ها یک شیر کوهی به نام F47 و سه بچه گربه اش زندگی می کردند.

به مدت سه ماه ، گرگ ها بچه گربه های F47 را کشتند – ماهی یک عدد. سه بچه گربه دیگر در محل مطالعه نیز قربانی این بسته شدند. البروچ ، مدیر برنامه Puma Panthera ، گرگها ندیده اند که با چشم خود به گربه های جوان حمله کنند ، اما عواقب آن را دیده است: تکه های خونین بچه گربه های تکه تکه شده بر روی زمین پراکنده شده اند. وی گفت: “تماشای ما برای ما سخت بود.”

در اواسط دهه 1900 ، دانشمندان شروع به تلاش برای درک نحوه تعامل گوشتخواران در آمریکای شمالی مانند گرگ ها و شیرهای کوهستانی کردند. تحقیقات قبلی حاکی از آن بود که در مکانهایی که شیر کوهها و گرگها با یکدیگر رقابت می کنند ، گرگها معمولاً با سرقت کشتن شیرها یا تغییر مکان شکار گربه ها از بالای سر خارج می شوند. اما زیست شناسان حیات وحش مطمئن نبودند که گرگ ها چه خطراتی می توانند برای جمعیت شیر ​​کوه ها داشته باشند. مطالعه ای که در شماره نوامبر ژورنال منتشر شده است اطلاعیه های انجمن سلطنتی B اولین شواهد نشان داد که وقتی این دو گونه با هم تداخل داشته باشند ، گرگها تأثیر بیشتری بر جمعیت شیر ​​کوهها نسبت به شکار انسان و وجود طعمه دارند. و روشهایی که دانشمندان می گویند گرگها بر جمعیت تأثیر می گذارند؟ با گرسنگی بزرگسالان و کشتن بچه گربه ها.

در سال 1995 ، خدمات ماهیگیری و حیات وحش ایالات متحده و زیست شناسان از پارک ملی Yellowstone پس از کشته شدن در منطقه در دهه 1920 ، گرگهای خاکستری را دوباره وارد پارک کردند. تولید مجدد این فرصت بی نظیر را برای زیست شناسان فراهم کرده است تا نحوه چگونگی شکل گیری گرگها به محیط خود را بررسی کنند. در همان نزدیکی ، در Grand Tetons ، دانشمندان در سال 2000 سایت مطالعاتی را برای نظارت بر تغییرات زیست محیطی ناشی از بازگشت گرگها ایجاد کردند و تیم های مختلفی از سازمان های حفاظت از محیط زیست ، دانشگاه ها و آژانس های ایالتی و فدرال از این محل برای کشف نحوه تعامل گرگ ها با گرگ ها استفاده کردند. انواع دیگر

در مطالعه قبلی ، البروچ و تیم وی گزارش دادند که برای 15 سال ، جمعیت شیر ​​کوهی در اکوسیستم بزرگ یلو استون در وایومینگ 48 درصد کاهش یافته است. آنها سه نظریه اصلی انحطاط را در نظر گرفتند: شکار گربه انسان ، کمبود طعمه یا وجود گرگ.

البرچ و تیم او برای یافتن اینکه دقیقاً چه چیزی جمعیت شیر ​​کوهی را به نصف کاهش داده است ، داده های جمع آوری شده بر روی 147 شیر کوهی ساکن منطقه مورد مطالعه را تجزیه و تحلیل کردند. در طول این سال ها ، آنها گربه ها و بچه گربه ها را ردیابی کرده و تله متری یا یقه های GPS را که محل قرارگیری شکارچیان را گزارش می کرد ، در اختیار آنها قرار دادند. این یقه ها نه تنها به Elbroch درکی از نحوه حرکت گربه ها در مناظر می بخشند ، بلکه به تیم کمک می کند تا شیرهای کوهستانی را پس از مرگ پیدا کند – به محققان اجازه می دهد نحوه مواجهه گربه با مرگ را تعیین کنند. سپس آنها این داده ها را همراه با داده های گوزن و گرگ در یک مدل جمعیتی گنجاندند تا الگوهایی در روابط بین این سه گونه آشکار شود.

این مدل قادر به شناسایی قوی ترین محرک های کاهش جمعیت شیر ​​کوهی در طول دوره مطالعه و همچنین پیش بینی نحوه کنار آمدن گربه ها در آینده بود. البروش دریافت كه مقصر كاهش جمعيت مقصر جمعيت رو به رشد گرگ ها است.

البروچ مظنون است که سقوط شدید تا حد زیادی به دلیل تأثیر گرگها بر دسترسی گربه ها به طعمه ها یعنی مورس است. در یک مطالعه بدون گرگ ، گله های گوزن در راحتی کوه ها زندگی می کردند. هنگامی که گرگ ها آمدند ، گله ها برای محافظت از خود در برابر بسته ها به صورت گروههای بزرگ در چمنزارهای باز جمع شدند. در حالی که شیرهای کوهی طعمه های خود را زیر سقف برس می دزدند ، نمی توانند به مورس چمن ها برسند و گرسنگی علت شایع مرگ و میر گربه ها است.

بچه گربه ها هم خوب کار نکردند. این مدل نشان داد که در سن 16 سالگی ، تقریباً یک سوم بچه گربه های سایت تا شش ماهگی زنده مانده بودند و فقط حدود یک چهارم آنها به اولین سال تولد خود رسیده بودند. البروچ می گوید: “این کمترین میزان زنده ماندن برای بچه گربه ها است.” برای جوانان ، علت اصلی مرگ و میر ناشی از حملات وحشیانه گرگ ها است ، که می تواند نسل های کامل بچه گربه ها را از بین ببرد ، مانند Lava Mountain Pack در سال 2014.

نتایج آخرین مطالعه نشان می دهد که تأثیر گرگ ها بر فراوانی شیرهای کوهی به قدری زیاد است که متوسط ​​مرگ و میر سالانه مرتبط با شکار انسان با تأثیر تنها 20 گرگ قابل مقایسه است. این یافته قابل توجه است ، با توجه به اینکه بیش از 90 گرگ برای زندگی در محل مطالعه ثبت شده اند ، که فشار زیادی بر گربه ها وارد می کند.

البروش از اینكه مرگ های مربوط به گرگ ها كاملاً شكارچیان را تحت الشعاع خود قرار داد ، شوكه شد. وی گفت: “داستان شیرهای كوهی در 50 یا 60 سال گذشته این است كه شكار انسان عامل اصلی پویایی جمعیت شیرهای كوهی است و این كاملاً درست است – مگر در مواردی كه با گرگها هم پوشانی داشته باشند.” “حالا ما” باید کل داستان را بازنویسی کنیم ، که تأثیر بیشتر بر پویایی جمعیت شیر ​​کوهی را تقویت می کند ، که پیامدهای زیادی برای مدیریت آنها دارد. “

https://www.youtube.com/watch؟v=nda_sF1z96Y

در حالی که جمعیت شیرهای کوهستانی در بیشتر مناطق غربی آمریکا گسترش یافته است ، گرگ ها هنوز در تلاشند تا مناطقی از محدوده تاریخی خود را تغییر مسیر دهند. از آنجا که گرگ ها به شدت شیرهای کوهستانی را تحت تأثیر قرار می دهند ، تحقیقات نشان می دهد که در جایی که گرگ ها و شیرهای کوهی با هم تداخل دارند ، کارمندان باید سهمیه شکار محدودتری را برای گربه ها در نظر بگیرند تا از فاجعه ای در جمعیت آنها جلوگیری شود.

کورینا دومینگو ، بنیانگذار و مدیر هنرستان کوگار ، که در این مطالعه شرکت نکرد ، پیشنهاد کرد که مدیران حیات وحش مکث یک شیر کوهستان را متوقف کنند یا سهمیه مناطقی را که گرگ ها به اکوسیستم بازمی گردند ، کاهش دهند. این به شما این امکان را می دهد که گربه ها به جای تلاش برای جلوگیری از شکارچیان و گرگ ها ، همزمان با یک تهدید بزرگ مقابله کنند. وی گفت: “این باید بسیار جدی تلقی شود.”

اما چنین توصیه های علمی همیشه عملی نمی شوند ، زیرا تصمیمات مدیریت حیات وحش صرفاً به علم بستگی ندارد ، بلکه براساس مشارکت عمومی نیز بنا شده است. البروش گفت ، بازگشتهای عمده از گرگها و کوهها در دهه های اخیر با واکنش شدید روبرو شده است. شکارچیان ادعا می کنند قربانیان گوشتخوار گوزن و گوزن تعداد افراد اطراف را برای شکار کاهش می دهند و پرورش دهندگان نگران هستند که گوشتخواران دام های آنها را تعقیب کنند. هنگامی که زیست شناسان حیات وحش برنامه ای برای مدیریت گوشتخواران ارائه می دهند ، سعی می کنند خواسته های شکارچیان و پرورش دهندگان را برای کشتن آنها با آنچه علم می گوید متعادل کنند.

“من می توانم یک مدل جمعیتی بسازم و واقعاً ببینم که بهترین روش برای مدیریت واقعی جمعیت چیست [for] مارک هرلی ، رئیس تحقیقات حیات وحش در آیداهو ، که در این مطالعه نقش نداشت ، گفت: “شیرهای کوهی ، یا گرگ ها ، یا جمعیت آهوها.” اما وقتی صحبت از آن می شود ، گاهی اوقات واقعاً اهمیتی ندارد زیرا ارزش های مردم است [at play]. “

به گفته البروچ ، مطالبات ذینفعان غالباً فراتر از آنچه دانش می گوید ، است. وی گفت که آژانس ها با رأی دهندگانی که خواهان گوشت خواری کمتری هستند و یا هیچ گونه گوشت خواری ندارند ، سروکار دارند.

با توجه به اینکه گرگها در حال استعمار مجدد زیستگاههای تاریخی خود در سراسر غرب آمریکا هستند و به قلمرو شیرهای کوهستانی نقل مکان می کنند ، کشورهایی که هنوز جمعیت گرگ ندارند به زودی با چالش مدیریت آنها روبرو می شوند. آنها همچنین نیاز به ارزیابی مجدد نحوه اداره شیرهای کوهستانی هنگام استقرار گرگ ها دارند.

البروچ گفت: “گرگ ها اکنون در واشنگتن ، اورگان ، کالیفرنیا ، آیداهو ، وایومینگ ، مونتانا هستند و آنها هنوز در خارج از کشور در حال حرکت هستند.” “و اینها همه کشورهایی هستند که مدیریت تهاجمی شیرهای کوهستانی را دارند. دیدن اینکه چگونه آنها تصمیم می گیرند مدیریت شیرهای کوهستانی را با ورود گرگها به سیستم تغییر دهند ، بسیار جذاب خواهد بود.”




منبع: khabar-top.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*